الشيخ محمد تقي بهجت
375
جامع المسائل ( فارسي )
فصل سوم تزاحم موجبات ضمان بودن ضمان بر مباشر اگر اقوى باشد از سبب اگر در جنايتى سبب و مباشر جمع بودند و سبب اقوى نبود ضمان بر مباشر است ، مثل دفع كننده با حفر بئر كننده ، و نگاه دارنده با ذبح كننده ، و سنگ گذار در منجنيق با آن كه مىكشد طناب آن را . فرض غرور مباشر مگر در صورت مباشر [ ت ] به واسطهء غرور ، مثل آن كه چاهى را در غير ملك حفر كرده و پوشانيده به نحو جائز پس كسى ديگرى را دفع كرد در آن بدون اطلاع ، كه ضمان بر حافر است ، يا آن كه با اذن او حفر كرده . و همچنين اگر فرار كننده از موجب خوفى واقع شد بدون اطلاع در چنين چاهى يا چاهى كه از روى عدوان حفر شده ، حافر ضامن است . و همچنين اگر حافر و مباشر ضعيف باشند به واسطهء كامل نبودن . حفر چاه در ملك خود و دعوت غير و افتادن وى اگر در ملك خودش حفر چاه كرد و پوشانيد آن را و دعوت كرد غير را و اعلام به آن نكرد ، اگر چه از روى فراموشى بوده ، اظهر ضمان مالك است . اجتماع دو سبب اگر دو سبب جمع شد ، محتمل است ترجيح اسبق در جنايت با تعدى هر دو ، مثل وضع حجر و حفر بئر ، يا حفر بئر و نصب چاقو در آن ؛ و محتمل است تشريك در ضمان . و اين احتمال اقرب است در صورت كارگر نبودن هر يك در جنايت بدون ديگرى . و در صورتى كه يكى غير اختيارى باشد ، مثل آن كه سيل سنگ را آورده تا كنار